گیسوان تو باید باشد بانو
تا من از موی تو
شعر بگویم
قصه ها سازم از آن چین و شکن
اما
پشت این پارچه ها
شعر من خشکیدست
. . .
خواب ها می بینم
که تویی بی سرپوش
لخت و آزاد و رها
موی تو در باد است
و من آن لحظه ی ناب
حافظم در یاد است .
(( زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم
ناز بنیاد مکن تا نکنی بنیادم ))
حافظی خواهم شد
گر که یک بار دگر
لخت و آزاد و رها
به تماشای تو من بنشینم
(( ماهان شاملو ))