تبليغاتX
مرثیه های خاک - به بهانه یک میلیون امضا . . .
حدیث بی قراری ماهان
ای کاش

خاشاک خفته به راه باد می دانست

چه پاییز دست به داسی

کمر به قتل عام گندم و بابونه بسته است .

ای کاش

بوته ی بی وطن

به راه باد می دانست

چه آواره ی بی منزل بیابان و

چه سوختن به خاکستر چاله ای !

 

تو پیرم کردی ملا عمر

مگر مرا به جرم کدام حرام

از پیچ و تاب تازیانه ی باد آفریده اند

که در سرزمین تو زن زاده شده ام ؟

دیگر چه می خوانی ام به خاموشی وطن

من

سار سر بریده به بالای دار

زن

کتک خورده پستو نشین تو

تو

دستاربند حدزنان هار

فتوا نویس قلعه ی قندهار

دیگر چه می خواهی از کشتن بودا به بامیان

بلبل به باد غیس ... ؟

دریغا کبوتر کشان کهنه کار !

سلیمه به سنگسار و

خواهرم به خانه مرد ٫

کودکانم به کابل و

شویم ... کرانه های کویت .

 

پس ما مگر

مقابل کدام کتاب بی معجزه مرده ایم

که بی پناهی آدمی را

جز جرز دیوار و مزار زنده به گوران ندیده اید !

پس این برقع پوش کابلی

کی از پستوی هزار حجاب به در خواهد شد ؟

 

دریغا ملا عمر

ای کاش می دانستی

تو را نیز به گمانم زنی زاییده است .

                                                (( سید علی صالحی ))

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت 1:23  توسط ماهان شاملو  |